دزفول خیابان آفرینش، بین طالقانی و شریعتی، نبش اقبال لاهوری

سهم الارث پسر و دختر در قوانین ایران

سهم الارث پسر و دختر در قوانین ایران

زمان تقریبی مطالعه: 26 دقیقه

آیا سهم پسر و دختر در قانون مساوی شده است؟

سهم‌الارث پسر و دختر موضوعی است که در عمل گاه ساده جلوه می‌کند اما در حقیقت زوایای پیچیده‌ای دارد و تصمیمات شتاب‌زده یا برداشت‌های نادرست می‌تواند به اختلافات خانوادگی طولانی‌مدت، هزینه‌های حقوقی و سردرگمی اجرایی منجر شود؛ بسیاری از خانواده‌ها تصور می‌کنند دختر سهمی ندارد یا تقسیم بین فرزندان همیشه برابر است، در حالی که قواعد قانونی (قانون مدنی) نسبت‌ها و شرایطی را تعیین کرده که بسته به ترکیب وراث و وضعیت اموال می‌تواند متفاوت باشد. اولین نکته مهم این است که پیش از هر تقسیم باید «ترکه» مشخص گردد (ترکه = مجموع اموال و حقوقی که از متوفی باقی می‌ماند) و فهرستی از اموال منقول و غیرمنقول و بدهی‌ها تهیه شود؛ زیرا پیش از هر تقسیم، بدهی‌های متوفی و هزینه‌های کفن و دفن (هزینه‌های مربوط به تشییع و دفن) باید پرداخت شود و سپس مابقی بین وارثان تقسیم می‌گردد (وارث = کسی که طبق قانون حق ارث دارد). نادیده گرفتن این ترتیب اجرایی از جمله اشتباهاتی است که بارها موجب بروز اختلاف شده است. اشتباه رایج دیگر اتکا به توافق‌های شفاهی یا تقسیم‌های غیررسمی است؛ در حالی که برای انتقال رسمی اموال منقول و به‌ویژه غیرمنقول مانند ملک یا انتقال حساب بانکی، مدارک رسمی و تشریفات ثبتی لازم است و در نبود آن ممکن است انتقال حقوقی ناقص باشد یا به آسانی مورد اعتراض قرار گیرد. همچنین برداشت‌های نادرست از حدود «وصیت» (وصیت = دستور کتبی برای تخصیص بخشی از اموال پس از فوت) باعث می‌شود افراد بدون مشورت قانونی اقدام به تنظیم وصیت‌های نامتناسب یا غیرقابل اجرا کنند؛ هر فرد حق دارد تا اندازه‌ای وصیت کند، اما قانون برای محافظت از وراث محدودیت‌هایی قائل است و وصیتی که بیش از حد مجاز باشد ممکن است توسط وراث قابل اعتراض یا توسط مرجع قانونی اصلاح شود.

برای آنکه خواننده عام نیز بتواند موضوع را روشن ببیند، لازم است چند قاعده کلی به زبان ساده یادآور شویم: وقتی تنها فرزندان (نسل اول) وارث هستند و وراث دیگری مانند همسر یا والدین حضور ندارند، قانون در بسیاری از موارد نسبت‌هایی را تعیین می‌کند که پسر معمولاً به نسبت دو واحد و دختر به نسبت یک واحد سهم می‌برد؛ اما این قاعده به معناي قطعی و همیشگی نیست و با حضور وراث دیگر یا در موقعیت‌های خاص ممکن است تغییر یابد. علاوه بر این، تقسیم وقتی ساده به نظر می‌رسد که دارایی‌ها نقدی یا قابل تقسیم مالی باشند؛ اما وقتی ملک یا معاملاتی وجود دارد که قابلیت تقسیم فیزیکی ندارد، راهکارهایی مانند فروش ملک و تقسیم قیمت، پرداخت سهم مالی به یکی از وراث در ازای تحویل ملک به او، یا توافق‌های دیگر ضروری است و همه این راهکارها باید از لحاظ ثبت و اسناد رسمی پیگیری شود تا مالکیت قانونی به‌طور صحیح منتقل گردد. در عمل، بسیاری از اختلافات از همین عدم اجرای صحیح تشریفات ثبتی ناشی می‌شود.

برای تفهیم بهتر، در ادامه دو مثال عددی و ملموس می‌آوریم که نشان می‌دهد نسبت‌ها چگونه عمل می‌کنند و چه نکاتی باید مورد توجه قرار گیرد. در مثال اول فرض می‌کنیم متوفی تنها یک پسر و یک دختر دارد و مجموع ترکه شامل یک خانه و موجودی بانکی به‌عنوان مثال ۳۰۰ میلیون تومان است؛ در این حالت نسبت‌ها معمولاً دو به یک است، یعنی مجموع واحدها سه واحد در نظر گرفته می‌شود و هر واحد معادل ۳۰۰ میلیون تقسیم بر ۳، یعنی ۱۰۰ میلیون تومان خواهد بود؛ بنابراین سهم پسر ۲۰۰ میلیون و سهم دختر ۱۰۰ میلیون خواهد شد. اما لازم است تأکید کنیم که این محاسبه در صورتی صادق است که وراث دیگر وجود نداشته باشند و همچنین تمام بدهی‌ها و هزینه‌های کفن و دفن پیش از تقسیم تسویه شده باشد؛ چنان‌چه بدهی وجود داشته باشد، ابتدا بدهی‌ها از ترکه کسر می‌شود و سپس تقسیم براساس مانده صورت می‌پذیرد. همچنین اگر ملک به‌عنوان بخشی از ترکه وجود داشته باشد و قابل تقسیم فیزیکی نباشد، معمولاً باید ملک یا فروخته شود و قیمت میان وراث تقسیم گردد یا یکی از وراث ملک را خریداری کند و باقی‌مانده قیمت را به سایرین پرداخت نماید؛ در هر یک از این گزینه‌ها لازم است اسناد رسمی و مراحل ثبتی طی شود تا انتقال مالکیت قانوناً کامل شود و بعدها مورد اعتراض قرار نگیرد.

در مثال دوم فرض کنید وراث شامل دو دختر و یک پسر هستند و مجموع ارزش ترکه به‌عنوان نمونه ۴۰۰ میلیون تومان برآورد شده است؛ در این مثال مجموع واحدها برابر ۴ واحد در نظر گرفته می‌شود (پسر = ۲ واحد، هر دختر = ۱ واحد) و هر واحد معادل ۴۰۰ میلیون تقسیم بر ۴، یعنی ۱۰۰ میلیون تومان می‌گردد؛ بنابراین سهم پسر ۲۰۰ میلیون و سهم هر دختر ۱۰۰ میلیون خواهد شد. باز هم باید تأکید شود که این محاسبه صرفاً برای روشن شدن نسبت‌ها و در فرض فقدان وراث دیگر و بدون در نظر گرفتن بدهی‌ها و هزینه‌ها ارائه شده است؛ در عمل هر پرونده شرایط اختصاصی خود را دارد و مواردی مثل وجود همسر (که ممکن است سهمی مستقل داشته باشد)، وجود والدین یا فرزندان نسل‌های بعدی، یا تطابق حقوق مالی مانند رهن یا حق ارتفاق (حق استفاده یا عبور از ملک که ممکن است بر قابلیت تقسیم اثر بگذارد) می‌تواند نحوه تقسیم را تغییر دهد ( «حق ارتفاق» یعنی حقی که شخصی نسبت به ملک دیگری برای استفاده یا عبور دارد). از این رو توصیه عملی آن است که پیش از هر اقدامی فهرست دقیق اموال و بدهی‌ها تهیه و اگر لازم است با یک وکیل مشورت شود تا همه جنبه‌های حقوقی و ثبتی بررسی شود و از بروز اختلافات بعدی جلوگیری گردد؛ برای کسانی که در منطقه به دنبال کمک محلی و تخصصی هستند، جستجو برای «وکیل حقوقی در دزفول» می‌تواند نقطه شروع مناسبی باشد تا مشاوره‌ای عملی، تنظیم توافق‌نامه کتبی و پیگیری ثبتی به‌طور محلی و حرفه‌ای انجام گیرد و حقوق همه وراث حفظ شود.وصیت و سهم ارث — قواعد، محدودیت‌ها و راهکارهای عملی (راهنمای جامع، ساده و کاربردی)

تعریف قانونی وصیت چیست؟

وصیت (یعنی دستور کتبیِ موصی — کسی که وصیت می‌کند — درباره نحوه تقسیم بخشی از اموال پس از فوت) ابزاری حقوقی است که به هر فرد اجازه می‌دهد اراده مالی خود را برای بعد از مرگ معین کند؛ با این حال، در حقوق خانواده قواعد مشخصی وجود دارد تا از تضییع حقوق وراث (کسانی که طبق قانون حق ارث دارند) جلوگیری شود. ناآگاهی یا برداشت نادرست از این قواعد معمولاً منشأ اختلافات، طرح دعاوی قضایی و صرف هزینه و زمان قابل توجه می‌شود؛ بنابراین آشنایی دقیق با حدود وصیت، شرایط شکلی و پیامدهای عملی آن لازم و ضروری است. همین‌طور توصیه می‌شود پیش از تنظیم وصیت‌نامه یا هر تصمیم نهایی در این زمینه، با یک وکیل مشورت شود تا از تناقضات احتمالی جلوگیری گردد؛ در موارد محلی و نیاز به پیگیری عملی، استفاده از خدمات یک «وکیل حقوقی در دزفول» می‌تواند موجب تسریع امور و کاهش ریسک اختلافات بعدی شود.

۱. مقدار مال قابل وصیت — قاعده «ثلث» و مفهوم آن

قبل از هر چیز به عنوان یک وکیل در دزفول به همه همشهریان و هم وطنان عزیز توصیه میکنم برای تنظیم هرنوع سند و علی الخصوص وصیت نامه  با یک وکیل دادگستری مشورت کنید.

قاعده اصلی و تعیین‌کننده این است که موصی می‌تواند تا یک‌سومِ (ثلثِ) ترکه را بدون نیاز به رضایت وراث به دلخواه خود وصیت کند؛ اگر وصیت بیش از ثلث باشد، اجرای مازاد منوط به رضایت وراث خواهد بود. این قاعده به‌عنوان سازوکاری محافظتی عمل می‌کند تا شخصی نتواند با وصیتِ نامحدود، حقوق قانونیِ نزدیک‌ترین وراث را از حد قانون مقرر محروم سازد و بدین ترتیب ثبات خانواده و امنیت حقوقی وراث حفظ شود. از منظر عملی، این موضوع یعنی هرگاه فردی در وصیت‌نامه‌اش سهمی بیشتر از ثلث تعیین کند، پس از فوت اگر وراث معترض شوند، دادگاه یا مرجع اجرایی تنها تا سقف ثلث را بدون نیاز به تنفیذ (اجازه) اجرا خواهد کرد و مازاد عملاً قابل اعمال نخواهد بود مگر اینکه وراث به‌طور کتبی یا صریح آن را بپذیرند.در عمل این قاعده نکاتی دارد که اغلب موجب بروز اختلاف می‌شود: نخست آنکه محاسبه ثلث بر اساس «ترکه در زمان فوت» انجام می‌پذیرد (یعنی پس از کسر بدهی‌ها و هزینه‌های متوفی)، و نه بر اساس ارزش اموالی که در زمان نگارش وصیت بوده است؛ دوم آنکه نوع دارایی‌ها (نقد، ملک، سهام، یا اموالی با ارزیابی دشوار) بر نحوه محاسبه و اجرای وصیت اثرگذار است؛ سوم آنکه در صورت وجود رهن، حق انتفاع یا سایر حقوق مالی که به ترکه وابسته‌اند، باید تکالیف طرفین و چگونگی تسویه‌ی این موارد روشن شود تا بعد از فوت، فاصله‌ای میان اراده موصی و قابلیت اجرای حقوقی آن وجود نداشته باشد. همه این موارد نشان می‌دهد که تنظیم وصیت بدون بررسی دقیق وضعیت اموال و مشورت حقوقی می‌تواند منجر به نتایج نامطلوب شود؛ به همین دلیل، تنظیم وصیت‌نامه رسمی و مشورت با یک «وکیل حقوقی در دزفول» یا هر شهر دیگر یک اقدام عملی و توصیه‌شده است.

۲. زمان محاسبه ثلث — اهمیت تاریخ فوت و نکات کاربردی

ملاک تعیین ثلث، وضعیت دارایی‌ها در زمان فوت است، نه زمان تنظیم وصیت؛ این تفاوت اهمیت عملی بالایی دارد زیرا در فاصله بین تنظیم وصیت و تاریخ فوت اموال ممکن است افزایش یا کاهش یابد، بدهی‌هایی پدید آید یا اموالی منتقل گردد. بنابراین آنچه در زمان فوت از حیث ارزش و مالکیت وجود دارد ملاک قرار می‌گیرد و بر اساس آن یک‌سومِ ترکه محاسبه می‌شود. در نتیجه، اگر موصی در زمان تنظیم وصیت بر اساس دارایی‌ای مشخص وصیت نموده اما پس از آن دارایی دیگری تحصیل یا از دست می‌رود، میزان ثلث تغییر خواهد کرد و ممکن است وصیتِ اعلام‌شده بیش از حد مجاز یا کمتر از آن شود؛ این امر می‌تواند زمینه‌ساز اختلاف یا نیاز به تعدیل اجرا باشد.از منظر راهکارهای عملی، توصیه می‌شود هنگام نگارش وصیت‌نامه به‌صراحت قید شود که محاسبه ثلث براساس «ترکه در زمان فوت» انجام شود و در صورت امکان فهرست اولیه‌ای از اموال ضمیمه گردد؛ همچنین بهتر است موصی در متن وصیت توصیه کند که وصی یا وکیل معتمد پس از فوت ارزش اموال را برآورد و گزارش نماید تا اختلافات مربوط به زمان‌بندی و ارزیابی کاهش یابد. علاوه بر این، در مواردی که ارزش اموال بنگاه‌های تجاری، املاک با درآمد مستمر یا سهام مطرح است، مشاوره یک کارشناس مالی یا وکیل با تجربه در امور ارث مفید و گاه ضروری است تا محاسبه ثلث به‌درستی و با مستندات قابل قبول انجام شود و بعد از فوت، اجرای وصیت به‌علت اختلاف در ارزش‌گذاری متوقف نگردد.

۳. انواع وصیت‌نامه و نکات حقوقی برای جلوگیری از ادعاهای بعدی

در حقوق عملـی انواع مختلفی از وصیت‌نامه قابل تنظیم است که هر یک دارای آثار و الزامات شکلی متفاوت‌اند؛ رایج‌ترین انواع شامل وصیت‌نامه رسمی (تنظیم‌شده در دفتر اسناد رسمی)، وصیت‌نامه خودنوشت (که موصی با دست خود می‌نویسد و تاریخ و امضا را قید می‌کند) و در برخی نظام‌های حقوقی قالب‌های دیگری مثل وصیت‌نامه سری وجود دارد. از منظر اثبات در مراجع قضایی، وصیت‌نامه رسمی به‌دلیل ثبت در مرجع ذی‌صلاح و رعایت تشریفات معمولاً از قوت اثباتی بیشتری برخوردار است و کمتر محل اختلاف خواهد بود؛ اما وصیت‌نامه خودنوشت نیز اگر شرایط شکلی مانند تاریخ و امضای موصی را دارا باشد، قابل پذیرش است.به عنوان یک وکیل در دزفول به همه همشهریان در دزفول و هموطنان عزیز در هرکجای ایران توصیه میکنم برای کاهش احتمال بروز منازعات، ضروری است که حتما در زمان تنظیم وصیت به نکات شکلی توجه دقیق شود: ذکر دقیق مشخصات موصی، تعیین دقیق اشیاء یا مبالغ مورد وصیت، تعیین وصی و قید حدود اختیارات او، ضمیمه کردن فهرست اموال و اسناد مالکیت در صورت امکان، و ثبت وصیت‌نامه در دفتر اسناد رسمی یا در مکانی امن با اطلاع نزدیکان مورد اعتماد. همچنین توصیه می‌شود از عبارات مبهم یا غیرقطعی پرهیز شود (مثلاً «بخشی از اموالم» به‌تنهایی بدون تعیین درصد یا مقدار دقیق می‌تواند محل تفسیر و اختلاف گردد). در مواردی که موصی از توانایی کافی برخوردار نیست یا احتمال تردید درباره سلامت ادراکی او وجود دارد، تنظیم وصیت‌نامه رسمی در حضور مراجع صالح و با گواهی‌های مربوطه می‌تواند از طرح دعاوی بعدی جلوگیری نماید.

۴. وصیت مازاد بر ثلث — پیامدها، راه‌حل‌ها و توافق‌های پیش از فوت

وقتی موصی در وصیت خود مقدار یا نسبتی بیش از یک‌سوم ترکه تعیین کند، عملاً بخش مازاد بر ثلث بدون رضایت وراث نافذ نخواهد بود؛ این موضوع در عمل به‌معنای آن است که پس از فوت، اگر وراث معترض شوند، آن چه اجرا می‌شود محدود به سهمِ تا سقفِ ثلث است و مازادِ اعلام‌شده قابل اعمال نخواهد بود مگر اینکه وراث به‌صورت کتبی یا در قالب تنفیذ (اجازه رسمی) آن را بپذیرند. در مواجهه با این وضعیت، دو راهکار عملی متداول وجود دارد: نخست، قبل از فوت رضایت کتبی وراث نسبت به مقدار موردنظر اخذ شود تا در زمان فوت مشکلی برای اجرای وصیت پدید نیاید؛ دوم، انتقالِ مازادِ مدنظر در زمان حیات (مثلاً از طریق هبه — انتقال بلاعوضِ دارایی در زمان حیات) صورت گیرد تا پس از فوت دیگر موضوعِ مازاد محل اختلاف نباشد.از منظر عملی، اخذ رضایت وراث باید با دقت و شفافیت انجام شود؛ رضایت مکتوب باید مشخص کند نسبت به چه دارایی یا چه مقدار توافق شده و آیا رضایت‌دهنده حق بازپس‌گیری آن را دارد یا خیر. همچنین در برخی موارد ممکن است وراث بخشی از ثلث را بپذیرند و نسبت به بقیه مخالفت کنند که در این حالت اجرای وصیت نسبت به موافقان نافذ خواهد شد و نسبت به مخالفان نافذ نخواهد بود؛ بنابراین تقسیم بندی و محاسبه سهم‌ها در این وضع نیازمند بررسی دقیق و در صورت لزوم تنظیم توافق‌نامه‌های حقوقی قابل اجراست. اگر موصی بخواهد از بروز اختلاف جلوگیری کند، بهترین راهکار ترکیبی است: تنظیم وصیت‌نامه رسمی، اخذ رضایت کتبی وراث در صورت قصد تخصیص مازاد، یا انجام انتقال‌های لازم در زمان حیات به‌نحو قانونی و ثبت‌شده که بعدها قابل انکار نباشد.

۵. انتخاب وصی و تعیین حدود اختیارات وصی

وصی (فردی که اجرای وصیت بر عهده او گذاشته می‌شود) نقش بسیار مهمی در تحقق اراده موصی دارد؛ وظایف وصی شامل مدیریت و جمع‌آوری اموال و اسناد، تسویه بدهی‌های متوفی، پرداخت هزینه‌های کفن و دفن، و اجرای مفاد وصیت تا سقفِ مجاز قانونی است. انتخاب یک وصی قابل‌اعتماد، آگاه به حدود اختیارات قانونی و در صورت نیاز دارای توان اجرایی (مثلاً دسترسی به اسناد لازم یا امکان پیگیری اداری و ثبتی) می‌تواند فرآیند اجرا را بسیار تسریع نماید و از بروز اختلاف میان وراث بکاهد.

به عنوان یک وکیل در دزفول به همشهریان دزفولی و  دیگر هموطنان توصیه میشود در تنظیم وصیت‌نامه توصیه می‌شود محدوده اختیارات وصی به‌صراحت قید شود: مثلاً مشخص شود وصی تا چه میزان می‌تواند اموال را بفروش برساند، برای پرداخت بدهی‌ها اقدام نماید، یا در قبال اجرای مفاد وصیت با وراث مذاکره کند. همچنین تعیین جانشین برای وصی در صورت استعفا، فوت یا عجز وی اهمیت دارد تا پس از فوت موصی خلأ مدیریتی ایجاد نشود. در عمل، وصی موظف است مطابق قانون و مفاد وصیت‌نامه عمل کند و سوء‌استفاده از اختیارات می‌تواند مورد پیگرد قرار گیرد؛ از این‌رو توصیه می‌شود در صورت انتخاب وصی از نزدیکان، ضوابط نظارتی و گزارش‌دهی معین شود تا شفافیت و اعتماد میان وراث و وصی حفظ گردد.

۶. نمونه‌چالش‌های عملی و راه‌حل‌های کاربردی

در عمل چند نمونه چالش شایع که موجب طرح دعاوی یا توقف اجرای وصیت می‌شود عبارت‌اند از: ۱) تعیین نسبتی در وصیت که پس از فوت بیش از ثلث شود؛ ۲) وصیت‌نامه خودنوشت که تاریخ یا امضا در آن مورد تردید قرار گیرد؛ ۳) دارایی‌هایی که قابلیت تقسیم فیزیکی ندارند (مثلاً ملک)، یا اموالی که دارای حقوق مالی مستقل مانند رهن یا حق انتفاع هستند. برای هر یک از این چالش‌ها راه‌حل‌های مشخص وجود دارد: در مورد اول اخذ رضایت مکتوب وراث یا انتقال در زمان حیات توصیه می‌شود؛ در مورد دوم تنظیم وصیت‌نامه رسمی و یا فراهم آوردن اسناد مثبته برای اثبات صحت خودنوشت؛ و در مورد سوم برنامه‌ریزی برای فروش یا تعیین روش مالی (مثلاً تقاضای قیمت‌گذاری و تقسیم پول حاصل یا پرداخت مابه‌التفاوت توسط وراثی که ملک را می‌خواهد).

از منظر قابل اجرا، همواره این نکته را مدنظر داشته باشید که شفافیت در اعلام نیت، وجود مستندات و مشورت حقوقی پیش از هر اقدام، موجب کاهش قابل توجه اختلافات خواهد شد. تنظیم یک توافق‌نامه قبل از فوت که در آن نحوه تقسیم یا انتقال مشخص شود، هرچند در برخی موارد نیازمند بررسی دقیق‌تر از نظر حقوقی است، اما در عمل می‌تواند راه‌حلی موثر برای جلوگیری از نزاع باشد؛ در چنین مواردی بهتر است این توافق‌نامه با مشورت و تنظیم یک «وکیل حقوقی در دزفول» یا وکیل محلی تنظیم و ثبت گردد تا از اثرگذاری لازم برخوردار باشد.

۷. توصیه‌های عملی پیش از تنظیم وصیت

برای آنکه وصیت‌نامه‌ای تنظیم کنید که بعدها کمتر محل اختلاف شود و اراده شما با کمترین پیچیدگی اجرایی دنبال گردد، این چک‌لیست را رعایت نمایید: (الف) فهرستی دقیق و به‌روز از اموال و بدهی‌ها تهیه کنید و آن را ضمیمه وصیت کنید تا در زمان فوت مرجعیت داشته باشد؛ (ب) در صورت تمایل به اختصاص بیش از ثلث، قبل از فوت رضایت کتبی وراث را اخذ نمایید یا دارایی مورد نظر را در زمان حیات به‌شکل قانونی منتقل کنید؛ (ج) وصیت‌نامه رسمی تنظیم کنید یا در صورت استفاده از وصیت‌نامه خودنوشت، ضوابط شکلی (تاریخ، امضا و متن روشن) را رعایت کنید؛ (د) وصی معتبر و جانشین تعیین کنید و حدود اختیارات او را قید نمایید؛ (ه) مشورت حقوقی و در صورت لزوم مالی و ثبتی انجام دهید تا مسائل اجرایی پیش‌بینی و حل شود.اجرای این توصیه‌ها به‌طور جدی می‌تواند از تحمیل هزینه‌های قضایی و اختلافات خانوادگی جلوگیری کند و فرایند انتقال مالکیت را به شکلی روان و قانونی تسهیل نماید. در موارد محلی یا زمانی که نیاز به پیگیری پرونده‌های ثبتی یا اخذ گواهی‌ها و استعلام‌های محلی است، کمک و راهنمایی یک «وکیل حقوقی در دزفول» می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در تسریع کار و جلوگیری از خطاهای اجرایی ایفا کند.

جمع‌بندی

وصیت ابزاری قدرتمند برای تعیین تکلیف مالی پس از فوت است، اما اجرای صحیح و قانونی آن نیازمند رعایت قاعده «ثلث»، دقت در تعیین زمان محاسبه، رعایت تشریفات شکلی و در نظر گرفتن حقوق وراث است. اتخاذ راهکارهای پیشگیرانه مانند تنظیم وصیت‌نامه رسمی، اخذ رضایت وراث در صورت نیاز و تعیین وصی شایسته، همراه با مشورت حقوقی، بهترین مسیر برای حصول اطمینان از اجرای اراده موصی و جلوگیری از نزاع و هزینه‌های پسینی است. در صورت تمایل به تهیه متن وصیت‌نامه رسمی، تنظیم توافق‌نامه پیش از فوت یا دریافت مشاوره حقوقی عملی، می‌توانید از خدمات یک «وکیل حقوقی در دزفول» بهره‌مند شوید تا همه امور به‌صورت قانونی، دقیق و اجرایی پیش برود.

 


این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

این مطالب را از دست ندهید

پانزده اختلاف اساسی در خرید و فروش ملک
آیا سفته بابت ضمانت قابل مطالبه است؟
تصرف عدوانی چیست؟
نقش وکیل در پرونده های قضایی
جرم جعل و استفاده از سند مجعول
تفاوت و تعریف حضانت، قیمومت و ولایت
مجازات های جایگزین حبس
بررسی حقوقی انواع سرقت
نحوه وصول سفته
تقسیم ارث،چالش ها و راهکارهای حقوقی

دیدگاهتان را بنویسید

phone