دزفول خیابان آفرینش، بین طالقانی و شریعتی، نبش اقبال لاهوری

تفاوت سرقت با اختلاس؛ چرا در اختلاس دست کسی بریده نمی‌شود؟

تفاوت سرقت با اختلاس؛ چرا در اختلاس دست کسی بریده نمی‌شود؟

زمان تقریبی مطالعه: 19 دقیقه

تفاوت سرقت با اختلاس؛ چرا در اختلاس دست کسی بریده نمی‌شود؟

یکی از پرسش‌هایی که ذهن بسیاری از شهروندان را به خود مشغول کرده این است که چرا کسی که از یک مغازه یا منزل دزدی می‌کند با مجازات‌هایی سنگین از جمله قطع ید مواجه می‌شود، اما مسئولی که مبالغ کلانی از اموال عمومی را به نفع خود برمی‌دارد، تنها به چند سال حبس یا جریمه نقدی محکوم می‌گردد. این پرسش هر روز در محافل عمومی و شبکه‌های اجتماعی تکرار می‌شود و نارضایتی بخش قابل توجهی از جامعه را نسبت به تفاوت این دو مجازات نشان می‌دهد.نمونه‌های این نارضایتی در زندگی روزمره فراوان است. کارگری که به خاطر سرقت مقداری مصالح ساختمانی تحت تعقیب قانونی قرار می‌گیرد، در مقابل کارمندی که سال‌ها با سوءاستفاده از موقعیت شغلی خود وجوه دولتی را برداشت کرده است. بسیاری از مردم این تفاوت را ناعادلانه می‌دانند و آن را با درک شهودی خود از عدالت ناسازگار می‌بینند.اما آنچه در این میان نادیده گرفته می‌شود این است که این تمایز، برخاسته از مبانی دقیق فقه اسلامی و سیاست جنایی است. سرقت و اختلاس از نظر ماهیت عمل، رابطه مرتکب با مال، و شرایط تحقق جرم، تفاوت‌های بنیادینی با یکدیگر دارند که مستقیماً بر نوع و میزان مجازات تأثیر می‌گذارد. در این مقاله این تفاوت‌ها را از منظر فقهی، قانونی و سیاست جنایی بررسی می‌کنیم.

تفاوت‌ اختلاس و سرقت از منظر فقهی و قانونی

برای فهمیدن اینکه چرا مجازات این دو جرم با هم فرق دارد، باید ابتدا بدانیم که این دو جرم از نظر قانونی و فقهی دقیقاً چه تعریفی دارند و چه شرایطی برای تحقق هر یک لازم است.قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ در ماده ۲۶۷ سرقت را ربودن مخفیانه مال دیگری تعریف کرده است. اما صرف دزدیدن مال برای اجرای مجازات حد کافی نیست. قانون‌گذار در مواد ۲۶۸ تا ۲۷۹ این قانون، شرایط جامع و سختگیرانه‌ای را برای تحقق سرقت مستوجب حد برشمرده که باید همه آن‌ها با هم جمع باشند. اگر حتی یکی از این شرایط احراز نشود، مجازات حد اجرا نمی‌شود و پرونده به سرقت تعزیری تبدیل می‌گردد.

شرط اول این است که شیء ربوده‌شده باید مال باشد؛ یعنی دارای ارزش مالی در نظر عرف باشد. ربودن چیزی که ارزش مالی ندارد سرقت حدی محسوب نمی‌شود.شرط دوم نصاب است. ارزش مال دزدیده‌شده باید به حد نصاب قانونی برسد که در ماده ۲۶۸ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ معادل چهار و نیم نخود طلای مسکوک تعیین شده است. اگر ارزش مال از این مقدار کمتر باشد، مجازات حد اعمال نمی‌شود.شرط سوم احراز مخفیانه بودن ربودن است. سرقت باید به صورت پنهانی انجام شده باشد. اگر سارق مال را آشکارا و در مقابل چشم صاحبش بدون رضایت او بگیرد، عمل ارتکابی سرقت حدی نیست بلکه عنوان‌های دیگری مثل ربودن مال یا کیف‌قاپی پیدا می‌کند.شرط چهارم که از مهم‌ترین شرایط است، مفهوم حِرز است. مال باید در جایگاه مناسب و محفوظی که عرفاً برای نگهداری آن نوع مال مناسب است نگهداری شده باشد و سارق آن حرز را شکسته باشد. به عنوان مثال، پول نقد درون کیف پول یا گاوصندوق در حِرز است، اما پول رهاشده روی میز عمومی الزاماً در حرز نیست. دیوار خانه، قفل مغازه، و محوطه حفاظت‌شده همگی نمونه‌هایی از حرز هستند. اگر سارق بدون شکستن حرز به مال دسترسی پیدا کرده باشد، مجازات حد اعمال نمی‌شود.شرط پنجم این است که سارق باید شخصاً حرز را بشکند یا دستور شکستن آن را داده باشد. اگر شخصی دیگر حرز را شکسته و سارق فقط مال را برداشته باشد، شرط محقق نیست.شرط ششم این است که سارق نباید در مال مسروقه هیچ‌گونه حق یا شبهه‌ای داشته باشد. اگر سارق ادعا کند که در آن مال حقی دارد، حتی اگر این ادعا ثابت نشود، شبهه ایجاد می‌شود و حد با شبهه ساقط می‌گردد. این شرط بر اساس قاعده مشهور فقهی «الحدود تدرأ بالشبهات» یعنی حدود با شبهه دفع می‌شوند بنا شده است.شرط هفتم این است که سارق نباید پدر یا جد پدری صاحب مال باشد. پدر در اموال فرزند شبهه مالکیت دارد و این شبهه مانع اجرای حد می‌شود.شرط هشتم اقتضای بلوغ سارق است. سارق باید به سن بلوغ شرعی رسیده باشد. سرقت فرد نابالغ موجب حد نمی‌شود هرچند ممکن است تدابیر تأدیبی یا تعزیری اعمال شود.شرط نهم عقل است. سارق باید عاقل باشد. سرقت دیوانه موجب حد نمی‌شود.شرط دهم اختیار است. سارق باید با اراده و اختیار کامل دست به سرقت زده باشد. اگر کسی تحت اکراه و اجبار مال دیگری را بدزدد، حد اجرا نمی‌شود.شرط یازدهم قصد است. سارق باید قصد تملک داشته باشد، یعنی مال را به نیت تصاحب برده باشد. اگر کسی مالی را برای شوخی یا به قصد استفاده موقت و بازگرداندن آن برداشته باشد و این قصد ثابت شود، حد اعمال نمی‌شود.شرط دوازدهم این است که صاحب مال باید مشخص باشد و مال از اموال عمومی یا بلاصاحب نباشد. همچنین صاحب مال باید مسلمان یا ذمی باشد و مال در ید ضمان سارق نباشد.شرط سیزدهم این است که مال نباید در زمان قحطی و گرسنگی عمومی دزدیده شده باشد. فقها به پیروی از سیره حضرت علی علیه‌السلام معتقدند که در دوران قحطی حد سرقت اجرا نمی‌شود، زیرا نیاز شدید به غذا شبهه‌ای در رکن اختیار ایجاد می‌کند.شرط چهاردهم اثبات است. سرقت حدی باید از طریق اقرار دوبار یا شهادت دو مرد عادل اثبات شود. علم قاضی نیز طبق قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ می‌تواند مستند حکم باشد، اما در جرایم حدی قضات معمولاً با احتیاط بسیار بیشتری از این اختیار استفاده می‌کنند.

همه این شرایط در کنار هم نشان می‌دهد که مجازات قطع ید برای موارد بسیار محدود، مشخص، و با اثبات کاملاً قطعی در نظر گرفته شده است. در عمل، اثبات تمام این شرایط به طور همزمان بسیار دشوار است و همین دشواری باعث می‌شود که در اغلب موارد، پرونده سرقت به جای سرقت حدی با عنوان سرقت تعزیری در دادگاه رسیدگی شود.اختلاس اما ماهیتی کاملاً متفاوت دارد. قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری مصوب ۱۳۶۷ که تاکنون نسخ نشده و معتبر است، اختلاس را برداشت و تصاحب وجوه یا اموال دولتی توسط کارمندانی می‌داند که به سبب شغل و وظیفه خود به آن اموال دسترسی دارند. مختلس مال را نمی‌دزدد؛ مالی را که قانوناً و به موجب وظیفه شغلی در اختیارش قرار گرفته، به نفع خود برمی‌دارد. وجود این رابطه قانونی میان کارمند و مال، اختلاس را از دایره جرایم حدی خارج می‌کند و در زمره جرایم تعزیری قرار می‌دهد. به زبان ساده، سرقت تجاوز به حریم مال دیگری از بیرون است و اختلاس خیانت به اعتماد از درون.

لازم به ذکر است که اختلاس محدود به کارمندان دولتی به معنای سنتی آن نیست. رویه قضایی و دکترین حقوقی، دامنه مشمولین این جرم را گسترش داده و کارکنان شرکت‌های دولتی، نهادهای عمومی غیردولتی، و حتی در برخی تفسیرها مدیران شرکت‌های خصوصی که با اموال عمومی سروکار دارند را نیز در بر می‌گیرد.

تفاوت مجازات سرقت و اختلاس

حالا که تفاوت ماهوی این دو جرم روشن شد، نگاهی دقیق به مجازات‌های مقرر در قوانین جاری می‌اندازیم.

در مورد سرقت، قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ دو نوع مجازات کاملاً متفاوت پیش‌بینی کرده است. سرقت حدی که شرایط چهارده‌گانه آن در بخش پیشین شرح داده شد، مجازات ثابتی دارد. برای بار اول قطع چهار انگشت دست راست از بن به گونه‌ای که انگشت شست و کف دست باقی بماند، برای بار دوم قطع پای چپ از پایین برآمدگی به نحوی که نصف پا و مقداری از محل مسح باقی بماند، برای بار سوم حبس ابد، و اگر محکوم در زندان مرتکب سرقت شود مجازات اعدام است.

اما چنان‌که گفته شد، به دلیل دشواری اثبات تمام شرایط حد، اغلب پرونده‌های سرقت به صورت تعزیری رسیدگی می‌شوند. سرقت تعزیری در مواد ۶۵۱ تا ۶۶۴ کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی تعزیرات مصوب ۱۳۷۵ پیش‌بینی شده که این مواد همچنان معتبرند. مجازات‌های این مواد بسته به اوضاع و احوال جرم متفاوت است؛ سرقت ساده مجازات سبک‌تری دارد، اما سرقت مسلحانه، سرقت در شب، سرقت با شکستن حرز، سرقت توسط چند نفر، یا سرقت با استفاده از سلاح مجازات‌های تشدیدشده‌ای از یک تا بیست سال حبس به همراه شلاق دارند. قانون کاهش مجازات حبس تعزیری مصوب ۱۳۹۹ نیز تأثیر مهمی بر میزان حبس این جرایم گذاشته و مجازات حبس بسیاری از سرقت‌های تعزیری را کاهش داده، هرچند الزام به رد مال به صاحبش همچنان برقرار است و این قانون تأثیری بر آن نداشته است. همچنین مجازات شلاق از طریق قانون کاهش مجازات ۱۳۹۹ در بسیاری از موارد به جزای نقدی یا حبس تبدیل می‌شود.

در مورد اختلاس، قانون تشدید مجازات ۱۳۶۷ چارچوب اصلی را تعیین می‌کند. اگر میزان اختلاس تا پنجاه هزار ریال باشد مجازات شش ماه تا سه سال حبس و انفصال موقت از خدمات دولتی از شش ماه تا سه سال است. اگر مبلغ از پنجاه هزار ریال بیشتر باشد مجازات به دو تا ده سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی افزایش می‌یابد. در هر دو حالت، مرتکب موظف است تمام وجوه اختلاس‌شده را مسترد کند و جزای نقدی معادل دو برابر آن را نیز بپردازد. در صورتی که مختلس از مدیران و مسئولان ارشد دولتی باشد یا اختلاس با جعل سند همراه بوده باشد، دادگاه می‌تواند مجازات را تا حداکثر مقرر یعنی ده سال حبس تشدید کند.در اینجا یک نکته فنی مهم وجود دارد که در عمل اهمیت زیادی دارد. قانون تشدید مجازات ۱۳۶۷ یک قانون خاص است و قانون کاهش مجازات حبس تعزیری ۱۳۹۹ یک قانون عام. در تعارض قانون عام و خاص، اصل بر تقدم قانون خاص است. بنابراین اعمال قانون ۱۳۹۹ بر اختلاس محل بحث و اختلاف نظر در رویه قضایی است و برخی دادگاه‌ها تخفیف این قانون را برای اختلاس اعمال نمی‌کنند. این موضوع از جمله مسائل مهمی است که در هر پرونده اختلاس باید به دقت توسط وکیل متخصص بررسی شود.

همچنین باید توجه داشت که مبالغ مقرر در قانون ۱۳۶۷ با توجه به تورم دهه‌های اخیر عملاً بی‌معنا شده‌اند و تقریباً تمام پرونده‌های اختلاس امروزی در ردیف مبالغ بالاتر از پنجاه هزار ریال قرار می‌گیرند. این یکی از خلأهای قانونی جدی است که قانون‌گذار تاکنون آن را اصلاح نکرده است.

رویکرد قانون‌گذار نسبت به اختلاس و سرقت

برای فهمیدن منطق پشت این قوانین، باید ببینیم قانون‌گذار در تدوین آن‌ها چه اهدافی داشته و این رویکرد در عمل چقدر موفق بوده است.

در حوزه سرقت، قانون‌گذار از منطق فقه کلاسیک پیروی کرده است. مجازات حدی با آن شدت بازدارنده‌اش، هدفش ایجاد امنیت مالکیت خصوصی و حفاظت از حریم اموال افراد است. قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ این شرایط را با انسجام و دقت بیشتری نسبت به قوانین پیشین تبیین کرده و در عین حال با پیش‌بینی نظام جامع سرقت تعزیری، ابزار مناسب‌تری برای رسیدگی به طیف گسترده‌ای از رفتارهای سارقانه فراهم کرده است. قانون کاهش مجازات ۱۳۹۹ نیز نشان می‌دهد که قانون‌گذار به سمت کاهش حبس‌های کوتاه‌مدت، توجه بیشتر به اصلاح مجرم، و استفاده از ضمانت اجراهای جایگزین حبس حرکت کرده است که این رویکرد با استانداردهای نوین حقوق کیفری همخوانی بیشتری دارد.

در حوزه اختلاس، قانون تشدید مجازات ۱۳۶۷ نشان‌دهنده نگرانی جدی قانون‌گذار از گسترش فساد مالی در ساختار اداری کشور است. قانون‌گذار اختلاس را نه صرفاً یک جرم مالی، بلکه تهدیدی علیه نظم عمومی و اعتماد مردم به دستگاه دولتی دیده است. به همین دلیل ابزارهایی مثل انفصال دائم از خدمات دولتی را پیش‌بینی کرده تا مرتکب برای همیشه از چرخه قدرت اداری حذف شود. الزام به استرداد اموال و پرداخت جزای نقدی مضاعف نیز نشان می‌دهد که قانون‌گذار صرف مجازات بدنی یا حبس را کافی ندانسته و خواسته است جبران خسارت بیت‌المال نیز بخشی از پاسخ کیفری باشد.

با این حال، منتقدان حقوقی معتقدند که این رویکرد در عمل با چالش‌های جدی مواجه است. اول اینکه مبالغ مندرج در قانون ۱۳۶۷ با توجه به تورم شدید دهه‌های اخیر به کلی از واقعیت اقتصادی فاصله گرفته‌اند و قانون‌گذار تاکنون این ارقام را به‌روز نکرده است. دوم اینکه مجازات انفصال دائم در عمل به درستی اجرا نمی‌شود و برخی محکومین پس از مدتی به اشکال مختلف به ساختار اداری بازمی‌گردند. سوم اینکه امکان تخفیف مجازات از طریق مکانیسم‌های قانونی مثل تعلیق و آزادی مشروط، اثر بازدارندگی واقعی این قانون را کاهش می‌دهد. چهارم اینکه رسیدگی به پرونده‌های اختلاس کلان در فضای کافی از شفافیت صورت نمی‌گیرد که این موضوع اعتماد عمومی به عدالت کیفری را خدشه‌دار می‌کند. بسیاری از حقوق‌دانان معتقدند که تقویت نهادهای نظارتی، شفافیت در رسیدگی‌ها، به‌روزرسانی ارقام قانونی متناسب با ارزش واقعی پول، و اصلاح نظام اجرای احکام بیش از تشدید صرف مجازات می‌تواند در کاهش این جرم مؤثر باشد.در مجموع، تفاوت مجازات سرقت و اختلاس نه یک بی‌عدالتی تصادفی، بلکه بازتاب دو منطق متفاوت اما مکمل است که هر یک پاسخ کیفری متناسب با ماهیت خاص آن جرم را طراحی کرده‌اند. با توجه به پیچیدگی این حوزه، تحولات قانونی پس از تصویب قانون کاهش مجازات حبس تعزیری ۱۳۹۹، و اختلاف نظرهای موجود در رویه قضایی، مشاوره با وکیل متخصص در جرایم مالی برای هر کسی که با این پرونده‌ها روبه‌رو است ضروری به نظر می‌رسد.

 

 

کلمات کلیدی: تفاوت سرقت و اختلاس، مجازات اختلاس در ایران، مجازات سرقت در ایران، قطع ید در سرقت، حد سرقت در اسلام، سرقت مستوجب حد، شرایط سرقت حدی، تعریف اختلاس در قانون ایران، حرز در فقه اسلامی، نصاب سرقت، قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲، قانون کاهش مجازات حبس تعزیری ۱۳۹۹، قانون تشدید مجازات اختلاس، جرایم علیه اموال عمومی، فرق سرقت و اختلاس، انفصال از خدمات دولتی، سرقت تعزیری، اثبات سرقت حدی، فساد مالی


این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

این مطالب را از دست ندهید

اهمیت تنظیم قرارداد در امور مالی | چند تله حقوقی که سرمای...
تفاوت تصرف عدوانی و غصب در قوانین ایران
اعسار مطلق از محکوم به ، از شایعه تا واقعیت
آیا محروم کردن فرزند از ارث ممکن است؟
ابطال معامله صوری و شرایط اثبات صوری بودن معامله در دادگا...
خسارت تاخیر تادیه چیست؟ واقعیت‌ها، باورهای غلط و هر آنچه ...
معامله به قصد فرار از دین و راههای حقوقی ابطال معاملات صوری
تعهدات پیمانکار در قرارداد پیش‌فروش ساختمان
جرم تهدید و اخاذی اینترنتی و مجازات آن
چگونه وجه سفته را وصول کنیم؟ راهنمای حقوقی وصول سفته

دیدگاهتان را بنویسید

phone eitaa