اندر حکایت توصیه وکیل به تاجر ورشکسته | حکایت وکیل و تاجر ورشکسته
زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه

اندر حکایت توصیه وکیل به تاجر ورشکسته | حکایت وکیل و تاجر ورشکسته
در روزگاری نه چندان دور، بازرگانی که روزگاری کسب و کار پررونقی داشت، ناگهان ورشکست شد. او آنقدر بدهی انباشته کرده بود که طلبکارانش دیگر طاقت نیاوردند و او را به دادگاه کشاندند تا طلب خود را از او بگیرند.
بازرگان که از این وضعیت درمانده شده بود، تصمیم گرفت با وکیلی کارکشته مشورت کند. به دفتر وکیل رفت و ماجرا را شرح داد. وکیل پس از شنیدن حرفهای او، پندی ساده ولی هوشمندانه به او داد و گفت:
«در دادگاه، هر کس از تو چیزی پرسید، فقط و فقط بگو: بله. هیچ چیز دیگری به زبان نیاور.»
بازرگان با کمی شک و تردید قبول کرد و مبلغی پول به وکیل داد و قرار شد مابقی حق الوکاله را بعد از پایان جلسه دادگاه به او بپردازد.
روز بعد، بازرگان با دلی پر از نگرانی به دادگاه رفت . جلسه دادگاه شروع شد. قاضی شروع به پرسیدن سوالهایی از بازرگان کرد و طلبکاران هم هر کدام ادعای خود را مطرح میساختند. اما بازرگان دقیقاً طبق دستور وکیل عمل میکرد و در پاسخ به همه پرسشها، مدام تکرار میکرد:
«بله، بله، بله»
حتی وقتی طلبکاران با عصبانیت میگفتند «آیا تو این مقدار بدهکار نیستی؟» او باز هم با آرامش میگفت: «بله»
قاضی که این صحنه را دید، رو به طلبکاران کرد و گفت:
«این بیچاره از شدت بدهکاری و فشار قرض، عقلش را از دست داده و دیگر نمیتواند درست جواب بدهد. بهتر است شما از سرِ بزرگواری، او را ببخشید.»
طلبکاران هم که حالت بازرگان را دیدند، دلشان به حال او سوخت و با هماهنگی یکدیگر، تمام بدهیهایش را بخشیدند و پرونده مختومه شد.
روز بعد، وکیل که ماجرا را فهمیده بود و میخواست مابقی حق خود را دریافت کند، بازرگان را به دفترش فراخواند. بازرگان آمد. وکیل با خوشحالی گفت: «کار ما درست شد! حالا بیا مابقی پول مرا بده.»
مرد بدهکار، با چهرهٔ آرام و بی اعتنا که در دادگاه همه را فریب داده بود خونسردانه در جواب وکیل فقط یک کلمه گفت :
«بله»
وکیل فکر کرد بازرگان متوجه موضوع نشده است. دوباره تکرار کرد :
خدا را شکر درست شد .حالا بیا مابقی پول مرا بده.
بازرگان تصمیم خودش را گرفته بود.بازرگان در جواب وکیل دوباره فقط یک کلمه را مدام تکرار میکرد : بله بله بله
وکیل که اصلا تصور نمیکرد این مردِ به ظاهر ساده دل، حیله خودش را علیه خودش بکار ببرد ، با عصبانیت فریاد زد:
ای نادان! این حیله ای که به کار میبری را خودم به تو یاد دادم. فراموش کردی که داشتی گریه میکردی و کمک میخواستی؟!
یعنی:
با همه بله، با من هم بله؟
و جواب بازرگان یک کلمه بیشتر نبود . بله ، بله، بله …
این مطالب را از دست ندهید
کودک آزاری در نظام حقوقی ایران؛ از شناسایی جرم تا صیانت ا...
تفاوت سرقت با اختلاس؛ چرا در اختلاس دست کسی بریده نمیشود؟
سهم زن از ارث شوهر و مشکلات تقسیم ارث
خسارت تاخیر تادیه چیست؟ واقعیتها، باورهای غلط و هر آنچه ...
گنج و آثار باستانی در حقوق ایران | حفاری غیرمجاز و مجازات...
کلاهبرداری اینترنتی چیست؟ شگردهای رایج کلاهبرداری آنلاین
آیا دعانویسی جرم است؟ محمدرضا رحیمی وکیل پایه یک دادگستری
شهادت دروغ ، مجازات شهادت دروغ و راههای اثبات آن
حق تنصیف اموال چیست؟